خطر متفاوت بودن را بپذیر
X
تبلیغات
رایتل
خطر متفاوت بودن را بپذیر
خطر متفاوت بودن را بپذیر اما بیاموز بدون جلب توجه متفاوت باشی.
آرشیو
جمعه 12 آبان‌ماه سال 1385

چند وقتیه که به طرز مسخره ای هوس کردم درس بخونم.هر چی هم که میخوام با این حس مبارزه کنم نمیتونم.دائم به خودم میگم اگر کلاس زبان برم یه یه کلاس دیگه که جنبه تحصیل داشته باشه خوب میشم و از حال و هوای دانشگاه میام بیرون ولی باز ارضا نمیشم.عشق خوندن دارم درس خوندن و امتحان دادن و بقیه بند و بساطای دانشجوئی رو دوست دارم یه کمی هم عشق مدرک دارم.به لیسانس راضی نیستم کم کم دارم فکر میکنم که فوق شرکت کنم ولی برای اولین بار به این نتیجه رسیدم که رشته خودمو نمیخوام.من با این لیسانس(یکی از مشکل ترین ها در علوم پایه)دارم یه کار غیر مرتبط میکنم چرا باید فوق لیسانش رو بگیرم که بازم همین کارو بکنم؟ضمن اینکه یه رشته ای رو میخوام که در ارتباط با جامعه و مردم باشه کار تحقیقی داشته باشه .همیشه و در بدترین شرایط روحی بودن با مردم خیلی به بهبود روحیه من کمک کرده ولی الان دقیق نمیدونم چی میخوام بخونم در واقع اطلاعاتی در مورد این جور رشته ها ندارم.تورو خدا اگه یکی این جا رو خوند و اطلاعات مفیدی داشت یه راهنمائی بکنه.

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 78497


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها