خطر متفاوت بودن را بپذیر
X
تبلیغات
رایتل
خطر متفاوت بودن را بپذیر
خطر متفاوت بودن را بپذیر اما بیاموز بدون جلب توجه متفاوت باشی.
آرشیو
یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1385

دوستش دارم ولی بعضی وقتا نمی دونم چه طوری با اخلاقش کنار بیام اعصابمو خورد میکنه .البته الان که خوبیم.در واقع همیشه خوبیم هیچ وقت هیچ مشکل بزرگی نیست ولی همیشه یه چیزی هست فکر منو به هم بریزه.همیشه وسط خنده و شوخی درست اونوقتی که فکر میکنم چه شب قشنگی و چقدر داره بهم خوش میگذره یه دفعه یه چیزی میگه که خنده رو صورتم خشک میشه لال میشم یه کاری میکنه که با خودم هزار بار تکرار میکنم کاشکی نیومده بودم کاشکی با هم نرفته بودیم بیرون کاشکی هر کار دیگه ای میکردم جز این که الا ن اینجا تو این ماشین پیش این آدم باشم .با همه اینها دوستش دارم نمی تونم ازش بگذرم دلم براش تنگ میشه میدونم اگه تو شوخی و خنده چیزی میگه برای ناراحت کردن من نیست میدونم از ناراحتی من ناراحت میشه .معمولا ناراحتیمو بروز نمی دم نمیتونم عوضش کنم و نمی خوام که عوض بشه من این آدمو همین جوری که هست میخوام ولی بعضی وقتا به اعصابم فشار میاد بارها سعی کردم ازش جدا بشم ولی نمیذاره هر کاری میکنه که من آشتی کنم و برگردم.همیشه فکر میکردم این دختر و پسر هائی که با هم قهر میکنن سر چی دعواشون میشه از دوستام میپرسیدم و جواباشون  به نظرم بچه گانه بود الان که به اونا فکر میکنم و به خودمون میبینم بحث و قهر ما شبیه هیچ کدوم اونا نیست شاید ما هم به نظر اونا بچه باشیم ولی به نظر خودمون خیلی بزرگیم و خیلی عاقل ...

الانم دلم براش تنگه.به هر کس و هر چیزی که اونو از من جدا کنه حسودیم میشه حسرت تمام اون لحظاتی رو دارم که با من نیست کاشکی اینقدر دوست داشتنی نبود کاشکی اینقدر متفاوت با دیگران نبود کاشکی میتونستم یه عیب بزرگ روش بذارم و یه دعوای بزرگ راه بندازم و ازش جدا بشم و ازین همه درگیری فکری خودمو خلاص کنم  کاشکی این قدر جونم به جونش بند نبود ...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 78497


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها